این تازه شروع ماجرای منه با درد
انگار که خدا دید ولی وایستاد و نگاه کرد
جون از تن من برد خبر رفتنت انگار
برگرد منو دست زندگی اینجوری نسپار
من خیلی بمونم بعد یه گریه ی سیره
هیچ فاصله ای نیست که منو از تو بگیره
پشتم به تو گرم بود آسون بشه سختیش
از بخت بدی این زخم باز خورد جای قبلیش
من با نخ چشمات به زندگی وصلم
بعد از تو چشامو رو زندگی بستم
کاش عکستو نقاشی میکردم پشت پلکام
مجبور نشه دنیا رو ببینه بی تو چشمام
هرچی که خدا داد جای تو کاشکی بگیره
هی خواب نبینم من میدوام اون داره میره
پشتم به تو گرم بود آسون بشه سختیش
از بخت بدی این زخم باز خورد جای قبلیش
من با نخ چشمات به زندگی وصلم
بعد از تو چشامو رو زندگی بستم